ذره ای امید

 

ذره ای امید،قطره ای احساس،مشتی حرف آغشته به عشق!

 

دریغ ...

 

نصیب من؛

 

آغوشی سکوت،دنیایی امید پوچ،هر چه واژه جز عشق!

 

بارها قلبم همچون غرورم شکست،تکه تکه شد...

 

ملالی نیست،بشکن غرورم را،خرد کن قلبم را،له کن احساس های نمناکم را...

 

اما...

 

با من باش.

 

بگیر از من هرچه میخواهی،روح و تنم را بگیر،اما ...

 

با من باش.

 

میشنوی؟هر تکه ی شکسته ی قلبم باز فریاد میزند : (( دوستت دارم))

 

قلبم را شکسته تر کن،بگذار بلند تر شود فریاد (( دوستت دارم))

 

بگذار با هر تکه ی شکسته ی قلبم ترا دوست بدارم،شاید راضی شوی!

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد